|
ریشههای کاراته
با بازگشت به عصر برنز و در هنگامی که تقریباً هیچ وسیلهای برای برقراری ارتباط به نقاط مختلف وجود نداشت مردم ملل مختلف گویا همه معلمین مشابهی داشتند، چرا که همگی فنون رزمی یکسانی را تمرین و توسعه دادند. با آمدن عصر آهن مهارتهای جسمانی و نیز رزمی در مقیاس وسیعی پیشرفت کردند. یونانیان باستان حدود هفتصد سال پیش از میلاد شکل توسعه یافته و سیستماتیکی از دفاع شخصی که پانکریشن نام داشت ابداع و تمرین مینمودند. پاکریشن نوعی هنر رزمی و یک ورزش باستانی محسوب میشد و در سال 648 پیش از میلاد نیز وارد المپیک باستانی گردید. برخی از مورخان پانکریشن را محبوبترین رشته ورزشی در المپیک باستان و برخی دیگر آن را نخستین روش جنگی ابداع شده در تاریخ بشر میدانند. این رشته ترکیبی از مشتزنی و کُشتی بود و در اساطیر یونان ابداع آن را الهام گرفته از نبرد هرکول و تسئوس نسبت میدادند.
هند در حدود هزار سال قبل از میلاد، جنگاوران معروفی به نام کشاتریا Keshatria داشت و تصور بر آن است که آنان فنون رزمی که واجرا موشتی Vajra Mushti خوانده میشد تمرین میکردند.
مقدمهی چینی هنرهای رزمی تا حدی ناشناخته است، ولی بر طبق بیشتر تاریخ نویسان این نظریه قابل قبول است که بودیدارما Bodhidharma، راهب هندی و اولین پیشوای مذهب ذن بودیسم از دهکدهی به نام کانچیپورام Kanchipuram در نزدیکی شهر مدرس Madras و در آغاز سده پنج میلادی پای پیاده از رشته کوههای هیمالیا گذشته و خود را به استان هِنان Henan در چین رساند. در آنجا او در معبدی به نام شائولین (تلفظ ژاپنی آن شورینجی میباشد) و در منطقهای به نام ژنگژو Zhengzhou سکنی گزید.
بودیدارما (در زبان ژاپنی داروما تایشی تلفظ میشود) در طی تمرینات شدید فیزیکی به راهبان آن معبد یک سری تکنیکهایی (که تعداد آنها به هجده تکنیک رسید) در جهت دفاع از خود در برابر دزدان و راهزنان آموخت. با گذشت زمان این تکنیکها که با الهام از ضربات و حملات حیوانات ابداع شده بودند تغییر و توسعه یافته و تبدیل به شکل خشونتآمیزی برای دفاع از خود گردیدند که به نام روش مشت معبد شائولین (با تلفظ ژاپنی شورینجی ریو کمپو) معروف گردید.
بنابر ایـن روایــت، معبد شائولین را محل تولد هنرهای رزمی نظام یافته میدانند که بطور خاص نیز در توسعه و پیشرفت هنر رزمی جزیره اُکیناوا تأثیرگذار بود.
هرچند که سالیان متمادی پرده اسرارآمیزی به دور کاراتهی اُکیناوایی کشیده شده بود ولی همگان میدانند که این روش چینی دفاع از خود در سراسر آسیا رشد و نمو کرده و سرانجام نیز راه خود را در مجمع الجزایر ریوکیو باز نمود.
روابط چین و اُکیناوا
در سال 1372 میلادی روابط سیاسی و تجاری بین چین و پادشاهی اُکیناوا برقرار گردید. هنگامیکه ساتو پادشاه اُکیناوا اتحاد خود را با امپراطوری چین اعلام نمود، عملاً کشور خود را به یک ایالت تحت فرمان چین تبدیل کرده و دروازههای اُکیناوا را بر روی فرهنگ آن کشور باز نمود.
تاریخ اینگونه نگاشته است که در سال 1392 به فرمان امپراطور چین سیوشش خانواده از فرهنگیان و متشخصین چین به اُکیناوا مهاجرت و در دهکدهی کومه در نزدیکی شهر ناها اقامت گزیدند. در بین این سیوشش خانواده کسانی بودند که در هنرهای رزمی مهارت داشته و باعث شدند تا کمپوی چینی در اُکیناوا رشد کند.
در سال 1429 تحت فرماندهی پادشاهی به نام شوهاشی Shō Hashi اُکیناوا دارای قلمرو مستقلی شد. پادشاه شوهاشی عزم را بر این کرد که موقعیت اُکیناوا را در دنیا به تثبیت رسانده و جزیره را در ارتباط با کشورهای دیگر فعال نگه دارد.
از آنجاییکه اهالی مجمعالجزایر ریوکیو سالها به ماهیگیری و دریانوردی مشغول بودند طبیعتاً نقش بازرگانان دریایی را بعهده گرفتند. نتیجتاً در طی دو قرن بعد، بندر ناها و شهر شوری بعنوان مراکز تجاری بسیار سودده در منطقهی شرق آسیا شهرت پیدا کردند. اجناس در بازارهای آسیای جنوب شرقی خریداری و از طریق اُکیناوا وارد بازارهای چین، کره و ژاپن میشد. از راه این تجارت وسیع و تماس با بیگانگان روشهای مختلف دفاع از خود در جزیره گسترش پیدا کرد.
در سال 1470 سلسلهی شو منقرض شد و سلسلهی جدیدی به نام شو شین Shō Shin برقرار گردید. هفت سال بعد یعنی در سال 1477 فرمان ممنوعیت حمل و استفاده از سلاح صادر شد. پادشاه تمامی اشراف جزیره را مجبور به زندگی در نزدیکی قصر نمود. این عمل که به منظور کنترل اهالی صورت میگرفت موجب توسعه و تکامل هنرهای رزمی بدون استفاده از سلاح گردید.
شاید تنها سال مهم در تاریخ اُکیناوا سال 1609 میلادی باشد. در کیوشوی ژاپن، خاندان پرقدرت ساتسوما Satsuma به رهبری شیمازو Shimazu در جناح بازندهی جنگهای داخلی ژاپن بودند. جناح فاتح یعنی خانوادهی توکوگاوا Tokugawa همچنان که رسم بود به خاندان ساتسوما اجازه داد محدودهی فئودالی خود را بعنوان توزاما دایمیو Tozama Daimyo (ارباب بیرون از خانه) حفظ کند. هرچند بعلت تهدیدهای بالقوهی رؤسای توزاما علیه جناح پیروز، دولت کنترل شدیدی بر ساموراییهای ساتسوما داشت.
در سال 1609 خاندان ساتسوما به منظور کشورگشایی اجازه یافت تا به جزایر اُکیناوا لشگرکشی نماید. این حرکت به دو منظور صورت گرفت، اول برای تنبیه پادشاه اُکیناوا بعلت خودداری از تأمین مواد مورد نیاز ژاپن در هنگام جنگ سال 1592 علیه چین و دوم هراس دولت توکوگاوا از قدرت نظامی خاندان ساتسوما بود که با این جنگ آن هم در ورای خاک اصلی ژاپن نسخهای عالی برای آرام کردن سربازان شیمازو شد. این جنگ به استقلال پادشاهی اُکیناوا پایان داد و راه را برای تسلط کامل ژاپنیها به آن منطقه باز کرد.
فرمان ممنوعیت حمل و استفاده از سلاح مجدداً صادر شد ولی این بار داشتن سلاح در منزل نیز جرم محسوب میشد. منازل یکی پس از دیگری بازرسی شده، سلاحهای بدست آمده مصادره و صاحبان آنها نیز به شدت تنبیه میشدند. تلخی ناشی از اجرای این فرامین برای اهالی بسیار سخت و ناگوار بود. گاهاً نیز درگیریهایی بین ژاپنیها و اُکیناواییها صورت میگرفت و آنان مجبور به استفاده از سلاحهایی میشدند که الگویی از ابزارهای ماهیگیری و کشاورزی آنها بود.
تولد کاراته
مقاومت بدون اتحاد برای اُکیناواییها حاصل کمی بدست آورد. در سال 1692 با اتحاد بین اساتید و دوجوهای مختلف جزیره، روشهای به یادگار مانده از چینیها (کمپو) و سبکهای محلی در هم آمیخته شده و روش مبارزهای جدیدی به ثبت رسید و آن را ته (به معنای دست) نامیدند.
در طی سالهای اولیه توسعه، ته در خفای شدید تمرین میشد زیرا بر طبق قانون هرگونه ردپایی از هنرهای رزمی اُکنیاوایی ممنوع بود. سه مکتب پیشروی ته که در شهرهای شوری، ناها و توماری واقع شده بودند پنهانی به کار خود ادامه دادند تا از مجازات ساموراییهایی شیمازو به دور باشند. بعلت اینگونه ماجراها و پنهانکاریها ته دو ویژگی خاص به خود گرفت. اول اینکه بعنوان هنری شناخته شد که فقط تعداد کمی از اشخاص با آن آشنایی داشتند، ثانیاً از آنجاییکه تنها هدف آن کشتن و یا مصدوم نمودن حریف بود، بینهایت وحشیانه گردید. تا قرن بعد به دلیل اینکه هنر ته در خفا تمرین میشد هیچ نوشتهای در مورد آن بدست نیامد، تنها تاریخی که از این دوره به دست رسیده داستانهایی است که دهان به دهان نقل و نسل به نسل منتقل گردیده است.
با شروع دوره میجی Meiji در ژاپن، اشغال غیر رسمی اُکیناوا در سال 1875 پایان گرفت و این جزیره رسماً قسمتی از خاک امپراطوری ژاپن گردید. ولی کاراته تا سال 1903 علنی نگردید و تا آن تاریخ بطور پنهانی تمرین شد.
بین سالهای 1784 و 1903 توده (همان کاراته) جایگزین روش ته که شکل اصلی نبرد به روش اُکیناوایی بود شد. در طی این دوران روشها و سیستمهای مبارزه شروع به تکامل کردند و به سبکهای مختلف طبقهبندی شدند. این سبکها و روشها، ویژگیهای رزمی و افکار افرادی را که میرفت استادان سبک خود شوند را شکل دادند. در سال 1903 کاراته کم و بیش در سبکهای مختلفی استاندارد شد و امروزه نیز کاراته به روش همان سبکها تعلیم داده میشوند.
گسترش کاراته
در اوایل دهه بیست میلادی گروهی از اساتید اُکیناوایی به نامهای فوناکوشی، مابونی، موتوبو، هاناشیرو، ماتایوشی، شیروما و ... نهضت ترویج کاراته را در ژاپن به امید گرفتن هویتی ملی از انجمن هنرهای رزمی ژاپن به راه انداختند. در اواسط دهه سی میلادی و زمانیکه تغییرات و اصلاحاتی روی کاراته انجام شد، متعاقباً دولت ژاپن آن را بعنوان یک هنر رزمی پذیرفت و کاراته شروع به پیمودن پلههای ترقی خود نمود.
دای نیپون بوتوکوکای (انجمن هنرهای رزمی ژاپن کبیر) Dai Nippon Butoku Kai در سال 1895 با حمایت دولت ژاپن بوسیلهی بهترین هنرمندان و اساتید هنرهای رزمی و به منظور گسترش و رشد بودو در ژاپن تأسیس و اداره میشد.
رشتههای رزمی که در این انجمن به ثبت رسیده بودند بدین قرار بود؛ جوجوتسو، آیکیجوتسو، آیکیدو، جودو، ایآیدو، کندو و ناگیناتادو، (بعدها کاراته و کوبودو نیز به آن اضافه شدند). تمامی این هنرها مقدمهای بودند برای نظامیگری و فلسلفهی بودو. بوتوکوکای بر روی اهمیت آموزش بودو در سیستم آموزش و پرورش (مدارس) تاکید بسیار داشت.
بعد از مذاکره با بوتوکوکای و نمایشات عمومی و خصوصی اساتید کاراته، ترتیبی داده شد تا بوتوکوکای معیاری برای پذیرش کاراته در داخل برنامههای خود تدوین کند.
اساتید اُکیناوایی بطور رسمی در موارد زیر به توافق رسیدند؛ کاراته میبایست گروههای مختلف خود را متحد کند، گروههای کاراته میبایست لباس متحدالشکلی برای خود برگزینند و همانند آنچه که در کندو و جودو موجود میباشد استانداردهایی برای آموزش و نیز امتحان میزان کارآیی هنرجویان در نظر گرفته و قالبهای رقابتی و مسابقهای را سازماندهی نمایند. نهایتاً استادانی همچون فوناکوشی، مابونی و خصوصاً شاگردان ژاپنی آنها کارها را سرانجام رسانده و کاراته در بوتوکوکای پذیرفته شد.
از طریق نفوذ و برنامههای حمایتی این سازمان، کاراته در ژاپن شروع به رشد و شکوفایی کرد. در طی این مدت شاخهی دیگری از بوتوکوکای در شهر ناها اُکیناوا تاسیس شد. در آنجا هنرهای کندو و جودو به همراه کاراته که مربیگری آن را استاد میاگی (بنیانگذار گوجوریو) بعهده داشت تعلیم داده میشد. بوتوکوکای خطوط کلی خود را بر طبق بوشیدو Bushidō (طریقهی دلاوری و جنگاوری) قرار داده بود و کاراته بیش از آنچه که در اُکیناوا شناخته و پرداخته شده بود کلاسه شده و وضعیت نظامیگری بخود گرفت. با چنین ابداع و نوآوری پایههای چهار سبک اصلی در کاراته گذاشته شدند. شیتوریو، وادوریو، شوتوکان و گوجوریو.
در سال 1945 ژاپن تسلیم بیقید و شرط نیروهای متخاصم شد. ژنرال مک آرتور فرمانده امریکایی پیروز در جنگ قانون ممنوع بودن فعالیت هرگونه سازمان، مؤسسه و باشگاهی که از نظر فاتحین ریشهای در نظامیگری داشتند به اجرا گذارد و متعاقب آن بوتوکوکای تعطیل شد.
بوتوکوکای در سال 1949 مجدداً تأسیس و از آنجائیکه ساختمان اصلی آن در اشغال نیروهای امریکایی بود مجبور به اقامت در جای دیگری شد. امروزه نقش این سازمان که در راه گسترش کاراته بسیار خوب عمل کرده بود همانند دوران قبل از جنگ نبوده و بیشتر جنبه تشریفاتی و نظارتی به خود گرفته است.
کاراته شروع به گذشتن از مرزهای ژاپن نمود. ابتدا به سال 1927 در هاوایی بوسیله کنتسو یابو معرفی شد و کاراته اکیناوایی نیز راه خود را از طریق نظامیان امریکایی مستقر در اُکیناوا به امریکای شمالی باز کرد.
|