به دوجوی مجازی (شیتوریو کاراته) سعید آرین خوش‌آمدید
بزرگان کاراته, سوکون ماتسومورا "بــوشــی" (1889 - 1797)
برای ورود به دوجوی مجازی، اینجا را کلیک کنید
مقالات علمی و فنی، کلیک کنید
 

 

سوکون ماتسومورا ملقب به بوشی بر اساس برخی منابع نام خانوادگی او بوشی کی‌يو بوده است. ماتسومورا در روستای ياماگاوا در شهر شوری اُکيناوا بزرگ شد. وی دورگه " چینی، اُکیناوایی" بود. در سال 1810 وقتی 14 ساله بود، ساکوگاوا در آکاتا به او آموزش می‌داد. بر طبق سنت آن زمان، پدر بوشی از ساکوگاوا خواست که آموزش پسرش را به عهده بگیرد. برخی‌ها می‌گويند وقتی ساکوگاوا می‌خواسته دفاع کردن مشت را با وی تمرین کند او را به درختی می‌بست بطوريکه نتواند تکان بخورد و بعد به او مشت می‌زد. روایتی است که می‌گوید، بوشی در خدمت خاندان شو بود و لقب ساتونوکی به او داده شد و بعدها نیز به لقب چی‌کوتوشی ارتقاء يافت و اين احتمالا دليلی است بر اينکه او لقب چی‌کودون را نيز داشته است.

بر طبق آداب و رسوم آن زمان پادشاه اُکیناوا میل داشت تا بوشی نام خانوادگی خود را عوض کند، به او موراماتسو "به معنی درخت کاج روستا" پيشنهاد شد اما سوکون از او خواست تا نام خانوادگی خود را به ماتسومورا "به همان معنی، با تلفظی دیگر" تغيير دهد و پادشاه نيز اين خواهش او را پذيرفت. ساکوگاوا تا آخر عمرخویش به او آموزش می‌داد "طبق روایتی به مدت چهار سال" و بعد از مرگ استاد، سوکون تمرینات خود را بطور انفرادی ادامه داد.

ماتسومورا با خانمی به نام " يونامينه چیرو" از خانواده‌ای که به خاطر مهارتهای فنون رزمی‌شان معروف بودند ازدواج کرد. بر اساس فرهنگ و سنن آن زمان وی در سن 19 سالگی ازدواج کرد، يعنی در سال 1815. یونامینه می‌گفت که او هرگز حاضر نبوده با مردی ازدواج کند که نتواند او را شکست دهد و از قرار معلوم سوکون با او جنگيده و پيروز شده و اين دليلی شد بر اينکه او با سوکون ازدواج کند ( البته که او بايد سوکون را هم دوست داشته باشد!). داستان‌های جالب زيادی در مورد اين دو زوج وجود دارد.

کاراته شوری به وسيله بوشی ماتسومورا گسترش وسيعی يافت و امروزه شيوه‌های فراوان و مختلفی از شيوه اصلی شورین‌ریوی ماتسومورا به جا مانده است. بر خلاف برخی نظرهای ارائه شده بنظر می‌آید که روش شورین‌ریو همانی است که ماتسومورا تمرین و آموزش می‌داده.

داستانهايی راجع به ماتسومورا

دو داستان مردم پسند و مشهور در مورد ماتسومورا وجود دارد که سياست او را در شکست دادن دشمن با تهديد و تخريب روحيه حتی قبل از مبارزه بیان می‌کند، اولين داستان زمانی است که ماتسومورا با يک گاو جنگيد. شوتای "پادشاه اُکیناوا" اين گاو را از امپراتور ژاپن گرفته بود. پادشاه تصميم گرفت که ماتسومورا را در مقابل آن گاو قرار دهد. ماتسومورا وقت را تلف نکرد، به ديدن کسی که از آن گاو نگهداری می‌کرد رفت. او هر روز زره خود را می‌پوشيد و به ديدن آن گاو رفته و آن را عذاب می‌داد تا اينکه آن گاو از او ترسيد و خوب فهميد که او کيست! نهايتا روزی فرا رسيد که ماتسومورا می‌بایست با آن گاو مبارزه می‌کرد، آنها گاو را به ميدان مبارزه فرستادند و بعد ماتسومورا رفت تا با گاو بجنگد، گاو بلافاصله با دیدن وی ترسيد و فرار کرد و به خاطر همين، پادشاه به او لقب "بوشی" داد. ("بوشی" به معنای جنگجو و سامورايی است).

و داستانی هم قديمی راجع به چشمان ماتسومورا وجود دارد. يک صنعتگر لوله‌ساز و رزمی کار، ماتسومورا را به مبارزه فرا خواند. اين مرد به ماتسومورا گفت که برای مبارزه وی را در محل و ساعت معين و مشخصی در صبح زود ملاقات خواهد کرد. او تصميم گرفت زودتر از ماتسومورا به آن مکان رفته تا زمين آنجا را امتحان کند و با پيش بردن سياست و ترفندش نتيجه خوبی را کسب کند، بر خلاف تصور او، ماتسومورا زودتر از او در آنجا حاضر شده بود، او قبلا فکر حريف را خوانده بود، بنابراين وقتی آنها شروع به مبارزه کردند، او ناگهان چشمان ماتسومورا که نگاهی مرگبار در آنها موج می‌زد را ديد و ترسيد و روحيه خود را از دست داد. او در همان لحظه روی زمين افتاد و شروع به گريه کردن کرد، ماتسومورا به او گفت که تنها نقشه او پيروز شد و او را شکست داد. رفتار ماتسومورا مثل رفتار يک سامورائی بود و اين پذيرش راسخانه مرگ بود، همانطور که موساشی گفته بود.

شخص ديگری که ماتسومورا با او تبادل اطلاعات رزمی می‌کرد، مردی بود به نام چينتو، يک دزد دريايی از تایوان ( به عقيده برخی، او اصلا يک دزد دريايی نبوده، بلکه يک بازرگان بوده و دزدی و غارت هم نمی‌کرده است). او به سمت ساحل اُکيناوا می‌آمد که در راه برای کشتی او اتفاقی افتاد وقتی او به اُکيناوا رسيد به خاطر گرسنگی شروع به تاراج و غارت کرد، پادشاه اين خبر را شنيد و بوشی را فرستاد تا جلوی او را بگيرد، وقتی بوشی او را پيدا کرد آنها با هم شروع به نزاع کردند اما بعد از مدتی آنها با هم دوست شدند بعضی‌ها عقیده دارند به این دليل بود که چينتو در تغييردادن موقعیت بدن و پاها "تای‌ساباکی" خيلی مهارت داشت درست مثل ماتسومورا. وقتی تمام تلاشها برای دستگير کردن دزد دريايی بی‌نتيجه ماند، در کمال ناباوری، بوشی با او دوست شد و آنها با هم اطلاعات رزمی مبادله کردند و بر همين اساس ما کاتايی به نام چينتو داريم که بوشی از او آموخته است. بوشی ماتسومورا مدتی هم نزد يک استاد چينی به نام چانان (چيگ نان) که ديپلمات اعزامی از چين به شوری بود آموزش ديد. بوشی دو کاتا از آنچه آموزش ديده بود ابداع کرد که به " Chiag nan sho dai " معروف هستند. بعدها نام آندو به پی‌نان(پينگ آن) شودان و نی‌دان تغییر یافت. در سيستم ماتسو‌مورا، اين دو کاتا به عنوان اصل يا" کیهون کاتا" در نظر گرفته می‌شوند.

 

برگشت به بالای صفحه