|
در دهکده آکاهیرا از توابع شهر شوری جزیره اُکیناوا بدنیا آمد. او پسر سوم اودون موتوبو یک از اشراف برجسته و قابل احترام جزیره بود. خانواده موتوبو در هنر رزمی ته مهارت داشتند که هنر رزمی نجیبزادگان اُکیناوا بود. موتوبو برخی تکنیکهای هنر رزمی خانوادهاش را فرا گرفت ولی به دلیل سنتهای آن زمان فقط پسر اول خانواده یعنی چُویو موتوبو توانست این هنر را فرا گیرد و سنت رزمی خانواده را ادامه دهد. موتوبو به دلیل شرایطی که داشت در مکانی دیگر به دنبال آموزش و تمرین شد.
موتوبو تمرینات بسیار و سختی با تخته ماکیوارا و وزنههای سنگین انجام میداد تا قدرت خود را بالا ببرد. در دوران نوجوانی به او زارو (میمون) میگفتند زیرا چالاکی و سرعت بالایی داشت. نهایتاً وی شاگرد استاد ایتوسو شد. موتوبو که حالا مرد جوانی شده بود بسیاری از وقت خود را صرف کسب قدرت مینمود، در کوچه و خیابان حریف میطلبید و با آنان مبارزه مینمود! و در اکثر مبارزاتش نیز پیروز میشد و از این مبارزات تجربههای فراوانی کسب کرد. ایتوسو سنسی از ماجراجوییهای این مرد جوان استقبال نکرد و به او دیگر اجازه تمرین در دوجوی خود را نداد.
رفتار خشونتآمیز موتوبو بزودی شهرت او را به خطر انداخت و بسیاری از اساتید از آموزش او خودداری کردند. اما یک نفر روحیهی او را دوست داشت و موتوبو را بعنوان شاگرد خود پذیرفت. این مرد استاد کوساکو ماتسومورا اهل دهکدهی توماری بود. چوکی از ماتسومورا کاتاهای بسیاری آموخت ولی هنوز با دیگران درگیر میشد و همیشه مشتاق بود که مهارتهای مبارزاتی خود را بیشتر کند. او در آخر از ماتسومورا خواست که فنون مبارزه (کومیته) را به او یاد دهد ولی ماتسومورا به او توصیه کرد که روش خود (یعنی آموزش کاتا) را ادامه دهد. اما موتوبو مصر بود و میگفت که تمرینات مبارزه را از پشت حصار دوجوی ماتسومورا تماشا کرده و الان آمادگی این امر را داراست.
مبارزات خیابانی موتوبو باعث محبوبیت وی نزد عوام شد هرچند که بسیاری مخالف آن بودند. او تکنیکها و شگردهای خاص خود را در مبارزه داشت و در جزیره نیز طرفدارانی را برای خود پیدا کرد. در سفرش به سرزمین اصلی ژاپن (جزیره هُونشو) وقتی در کیوتو شاهد مبارزهای بود مردم از او نیز خواستند مهارتهای خود را در برابر بوکسوری خارجی به محک و تماشای دیگران بگذارد.
آن بوکسور بسیار تنومند و خشن بود و دائماً به موتوبو ضربه میزد. در دو راند اول موتوبو اصلاً به بوکسور حمله نکرد. در راند سوم بو که موتوبو حملات خود را شروع کرد. او از تکنیکهای سنگین خود پیاپی و خیلی سریع استفاده کرد و نهایتاً نیز بوکسور خارجی در کمال ناباوری دیگران شکست خورد. جمعیت هرگز چنین مبارزهای را ندیده بودند. موتوبو به شقیقه حریف بسیار تنومند خود ضربهای وارد کرد و او نیز ناکدان شد. موتوبو بسرعت به عنوان یک استاد توده (کاراته) شهرت یافت و جوانان برای تعلیم نزد او میآمدند تا این هنر رزمی جدید، عجیب و در عین حال اسرارآمیز را فرا گیرند. بزودی موتوبو به یک استاد تمام وقت تبدیل شد.
در این زمان، موتوبو به دلیل تواناییهایش در مبارزه از احترام زیادی برخوردار شد و از او به عنوان بزرگترین مبارز در ژاپن تقدیر بعمل آمد. در این بین بودند مربیانی که به شاگردان خود توصیه میکردند که بروند و از موتوبو تکنیکهای مبارزهای او را فرا بگیرند. از موتوبو خواسته شد که در چند دبیرستان و همچنین دانشگاه تدریس کند به همین دلیل بسیاری از مربیان و اساتید بزرگ امروز در فنون مختلف از تدریس او بهرهمند شدهاند بنابراین واضح است که استاد موتوبو تأثیر بسزایی بر کاراته داشته است.
موتوبو معمولاً کاتای نایهانچی را با شاگردانش تمرین میکرد و شیوهی خاص خود را در مبارزه داشت که تأثیرپذیر از هنر رزمی خانواده خود یعنی ته (احتمالاً همان توده) بود. بسیاری از تکنیکهای ته مانند دست به گریبان شدن و پرتاب کردنها را با مهارتی بسیار انجام میداد اما کومیته خاص او تأثیر عمیقی بر کاراته داشت. در مورد موتوبو داستانهای عجیب بسیاری نقل است از جمله اینکه با اعتماد به نفس و اطمینان کامل از اینکه پیروز خواهد شد از برادرش چویو خواست تا با یکدیگر مبارزه نمایند. گفته شده که چویو، چوکی را همچون یک عروسک به گوشهای پرتاب کرد. گفته شده که پس از این حادثه، او تواضع و فروتنی را پیشه خود کرد و به تکمیل تکنیکهای ته خود پرداخت. در سال 1922 استاد موتوبو، به استاد فوناکوشی کمک کرد تا تدریس کاراته را در ژاپن آغاز کنند. استاد موتوبو با نگاهی جدیدی به زندگی و خصوصاً هنر رزمی در سال 1936 به اُکیناوا بازگشت و در کنار استاد کنتسو یابو مشغول تدریس کاراته شد. استاد یابو تنها کسی بود که تاکنون استاد موتوبو را شکست داده بود.
موتوبو بعدها بر اهمیت حفظ سنتها در آموزش تأکید کرد و شدیداً به اهمیت تمرین با تخته ماکیوارا تأکید داشت و نیز و به کاتا علاقهمند شد همانطور که همیشه به کومیته توجه داشت.
در سال 1936 موتوبو در سن 65 سالگی توکیو را ترک کرد و به اُکیناوا بازگشت تا با اساتید اُکیناوا ملاقاتی داشته باشد و در مورد وضعیت کاراته در ژاپن صحبت کند و همچنین مطمئن شود که کیهونها و کاتاها به صورت اصلی و بدون تغییر آموزش داده میشوند، با این اطمینان مجدداً به توکیو بازگشت اما مدت کمی قبل از پایان جنگ جهانی دوم باز به اُکیناوا بازگشت و در سال 1944 به دلیل سرطان معده در سن 73 سالگی درگذشت.
بدیهی است که چوکی موتوبو در شکلگیری و توسعه کاراته بسیار تأثیر گذار و الهامبخش بسیاری از اشخاص بوده تا این هنر را بیاموزند. امروزه میلیونها نفر این هنر را زنده نگاه داشتهاند و سعی میکنند روحیه مبارزه در کاراته را حفظ کنند که موتوبو همیشه عاشق آن بود.
برگشت به بالای صفحه |