|
مهمترین جنبهی آموزش کاراته، فلسفهی آن است. فلسفهی کاراتهدو (بودو) یعنی آموزش روح و روان، یعنی ساختن شخصیت. از نظر آداب و رفتارهای سنتی وقتی شاگردان اين هنر در بدو امر وارد دوجو ميشوند، در قدم اول برابری را فرا میگیرند. تمامی هنرجویان باید مراحل تکاملی خود را از پایینترین نقطه شروع کرده و به تدریج خود را به سطوح بالاتر برسانند، نتیجهی این تلاش بدون در نظر گرفتن تفاوتهای فردی و سبکی، کسب فضایل بالاتری همچون احترام، همدردی، حقشناسی، پاکدامنی و ... است.
کاراته راهی است که از طریق آن شخص با فروتنی به ضعفهای خود واقف میشود و در اینجاست که از طریق فضایل کسب شده ضعفهای خود را به نقاط قوت خویش تبدیل میکند.
به این سنت مورد دیگری نیز باید اضافه شود و آن آموزش روح و روان است یا بعبارتی دیگر فرهنگ سازی است. در گذشته هنگامی که شاگردان این هنر دارای فرهنگ و انضباط اجتماعی یکسانی بودند توجه بسیار زیادی به این فضایل میشد و قاعدتاً هیچگونه مشکل و سؤالی نیز پیش نمیآمد و در صورت مطرح شدن سؤالی، جواب کاملاً واضح و روشن بود. ولی امروزه جهان تغییر کرده است. کاراته از فرهنگهای متفاوتی گذر کرده و عصارهی انضباط و نظم اجتماعی آن همانند گذشته واضح و آشکار نیست.
مربیان میبایست از این نقاط ضعف آگاه باشند و سعی نمایند که در روشهای تدریس خود این مهم را در نظر بگیرند تا بتوانند هنرجویان را به مدارج بالای روحی برسانند. ذهن غربی (غیر ژاپنی) با تمایلات ورزشی و آکادمیکی که دارد فرهنگ کاراتهدو را دچار تغییر کرده و این فهم مسلم را مشکلتر ساخته است ولی با تبدیل این نقاط ضعف به نقاط قوت، ذهن غربی باید در پاسخ این پرسشها استقامت و پشتکار به خرج دهد، زیرا تنها راه دستیابی به معنی تعلیمات اخلاقی در کاراته است.
بودو (هنرهای رزمی) در روند رشد ما دخالت دارد و چون بطور کلی فکر و ذهن انسان از آنچه که در یکصد سال پیش بوده تغییر کرده، کاراته نیز سطح جدیدی را توسعه داده که برگشت ناپذیر است. این سیر طبیعی است و باید اینگونه نیز باشد.
به همین دلیل، مربیان به این نتیجه رسیدهاند که تعلیم کاراته (و بطور کل بودو) در دنیای امروزی نسبت به دیروز تغییر کرده. زمان آن رسیده و نیاز هم در این است که شاگردان را در تمامی جنبههای آن آموزش داده و آنها را با مفاهیمی از قبیل تاریخ و سیر تکاملی سبکها، فلسفهی پیدایش و شکلگیری آنها، معنی و مفهوم حرکات، خالق تکنیکها و کاتاها، زمان، چگونگی و محل پیدایش آنها و البته زمان و چگونگی استفاده از تکنیکها آشنا ساخت.
برای مهارت در این هنر، هنرجو باید سخت تلاش نماید ولی قبل از بکارگیری و اجرای تکنکیهایش با بیشترین سرعت و قدرت ممکن، آنها را در جهت وصل و هماهنگی با بدن و روح خود تمرین نماید. در کنار آموزش سنتها و اخلاقیات، هنرجو نباید تأکید زیادی برای گرفتن کمربند یا درجه بالاتر و یا رقابت و یا شکستن رکورد داشته باشد. بلکه باید از طریق خودآگاهی و فروتنی به دانش خود بیافزاید.
مربی ترجیحاً میبایست با روشها و مثالهای متعدد، سعی نماید تا نظم حاکم در بودو را که مشی کلی آن توسعه شخصیت است را به شاگردان بفهماند. او باید به روش زندگی در بودو توجه داشته و خود را در مسیر این هنر قرار دهد تا بتواند سیر تکاملی تعلیمات کاراته را به شاگردان خود بیاموزد. او باید دانش کامل به آنچه که میآموزد داشته باشد و ضعفهای خود را شناخته و اشتیاق به از بین بردن آنها داشته باشد.
بدین ترتیب با طرحریزی خوب یک برنامهی آموزشی سخت و سیستماتیک و نیز با خودآگاهی، مربی قادر خواهد بود تا درک وسیعتری از ضعف شاگردان خود داشته باشد و آنان را در رفع این ضعفها کمک نماید.
با بکارگیری آداب و رسوم و نظم شدید حاکم در دوجو، مربی باید به شاگردان خود بیاموزد به دیگران احترام گذارده و جسماً و روحاً پاک و سالم باشند. او نباید انرژی آنان را بیش از حد بکار گیرد بلکه باید شاگردان را به تدریج بسازد. هرگز نباید شاگرد ضعیف را مسخره نمود و به شاگرد قوی حسد ورزید. مربی همواره باید اتکاء به نفس را در خود تقویت کند و روح بزرگی را در تمرین و تعلیم این هنر به نمایش بگذارد. رهبری خود را نشان داده و قدرت و دانش خود را در جهت نفع همگان عرضه بدارد. شاگرد نیز باید در مقابل استاد خود ادب، تواضع و حقشناسی را رعایت کرده و همیشه جور استاد به ز مهر پدر را در نظر آورد.
از هنرهای رزمی روشهای دفاع از خود، مشتها، لگدها و کاتاها را فرا گیرید، خواهید دید دیگر چیزی باقی نمیماند، تمام اینها را از کاراته بگیرد آنچه باقی میماند شالودهی اخلاقیات است.
|